Skip to content
Opens in a new window
ریشه‌های فکری لیندسی گراهام، سناتور درگذشتۀ آمریکایی
14 July 2026

ریشه‌های فکری لیندسی گراهام، سناتور درگذشتۀ آمریکایی

تاریخ تازه‌ها

About

مرگ ناگهانی لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه و از متحدان نزدیک دونالد ترامپ، در رسانه‌های بیشتر کشورهای جهان از جمله رسانه‌های فارسی‌زبان بازتاب گسترده داشت. او از مشاوران اصلی رئیس جمهور آمریکا به‌ویژه دربارۀ ایران و روسیه بود. به همین سبب، مرگ ناگهانی‌ این سناتور جمهوری‌خواه در روز شنبه ۲۰ تیر (۱۱ ژوئیه) گمانه‌زنی‌هایی را در بارۀ احتمال دست داشتن مسکو یا تهران در مرگ او برانگیخته است.

لورا لومر، اینفلوئنسر سرشناس راست افراطی در ایالات متحد، و چند تن دیگر از جنبش «ماگا» پرسیده‌اند: آیا این سناتور ۷۱ سالۀ آمریکایی را روسیه ترور کرده است؟ زیرا لیندسی گراهام، دستیار نزدیک ترامپ و خواهان نیرومند شدن هرچه بیشتر سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود. او از اوکراین در جنگ کنونی‌اش با روسیه سرسختانه پشتیبانی می‌کرد و خواهان ادامۀ جنگ با ایران تا سرنگونی جمهوری اسلامی بود.

روز دوشنبه ۲۲ تیر (۱۳ ژوئیه) خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرد برپایۀ یافته‌های اولیۀ پزشکی قانونی پس از آنالیزهای «سم‌شناختی و میکروسکوپی»، مرگ ناگهانی لیندسی گراهام احتمالاً بر اثر پارگی آئورت روی داده است. اما این تشخیص، کاربران اینترنت و مفسران نزدیک به جنبش «ماگا» را راضی نکرده است. لیندسی گراهام چند ساعت پیش از مرگش از سفری به اوکراین برای دیدار با ولودیمیر زلنسکی بازگشته بود. این واپسین سفر او به اوکراین، دهمین سفرش به آن کشور پس از تهاجم روسیه در اسفند ۱۴۰۰ (فوریه ۲۰۲۲) به خاک اوکراین بود. در چند هفتۀ گذشته، این سناتور جمهوری‌خواه چندین بار از ناتو و دولت آمریکا خواسته بود بر پشتیبانی خود از اوکراین بیفزایند.

او از تحویل موشک‌های تاماهاک آمریکایی به اوکراین به منظور تقویت دفاع هوایی آن کشور پشتیبانی می‌کرد و جمعۀ گذشته مدعی شد موافقت دولت ترامپ را برای تشدید تحریم‌ها برضد روسیه جلب کرده است. به همین سبب، کسانی در آمریکا و کشورهای اروپای شرقی پوتین و سرویس‌های امنیتی روسیه را به کشتن او متهم کردند و گفتند: پوتین در گذشته برای کشتن  مخالفان خود از روش‌هایی مانند مسموم کردن با مواد رادیواکتیو یا گاز اعصاب استفاده کرده است.

لیندسی گراهام از حامیان اصلی جنگ با ایران نیز بود و از سال‌ها پیش برای برچیدن برنامۀ هسته‌ای جمهوری اسلامی، دولت‌های آمریکا را به جنگ با ایران دعوت می‌کرد. بی‌جهت نبود که تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی «درگذشت او را به ایران تبریک گفت» و او را «سناتور آمریکایی جنگ‌طلب و ضد ایرانی» توصیف کرد.

دشمنی لیندسی گراهام با جمهوری اسلامی و حمایت بی‌قید و شرط او از اسرائیل نتیجۀ حسابگری‌های زودگذر سیاسی نبود. او سال‌ها پیش از برجام از ایدۀ حملۀ نظامی گسترده به ایران دفاع می‌کرد. هنگامی که مذاکرات گروه ۵+۱ با ایران به «توافق موقت ژنو» در آبان ۱۳۹۲ (نوامبر ۲۰۱۳) انجامید، لیندسی گراهام آن را «اشتباهی راهبردی» خواند. او خواهان کاربست « تحریم‌های فلج کننده» بر ایران بود.

لیندسی گراهام از مسیحیان انجیلی جنوب آمریکا و از منادیانِ بازگشتِ به انجیل بود. پیروانِ «مسیحیت انجیلی» در آمریکا خواهان دگرگونیِ فرهنگی‌ در آن کشورند تا حکومتی بر بنیاد آموزه‌های انجیل پدید آورند. گروه هایی از آنان خواهان بازگشتِ یهودیان جهان به اسرائیل اند و آن را واقعیت یافتنِ پیشگویی‌های خداوندی می‌دانند. به همین سبب، از طرح «اسرائیل بزرگ» پشتبانی می‌کنند. مایک پُمپئوُ، وزیر امور خارجۀ ایالات متحد آمریکا در دور نخست ریاست جمهوری ترامپ، نیز از پیروان مسیحیت انجیلی و طرح «اسرائیل بزرگ» است.

طرح «اسرائیل بزرگ» در ایدئولوُژیِ حزب «لیکود» به رهبریِ بنیامین نتانیاهو دربرگیرندۀ کشور کنونیِ اسرائیل و سرزمین هایِ اشغالی از جمله بیت‌المقدسِ شرقی است که پس از جنگ ۶ روزۀ ۱۹۶۷ به تصرف اسرائیل درآمده‌اند. این طرح، اسرائیل کنونی، جنوب لبنان، بلندی‌های جولان، کرانه باختری و نواری در حدود ۲۰ کیلومتر از شرق رودخانه اردن در خاک اردن را شامل می‌شود. پشتیبانیِ راهبُردی سیاستمداران آمریکاییِ وابسته به مسیحیت انجیلی از این طرح، بر اصولِ اعلام شدۀ اعتقادی استوار است و چنان نیست که سیاستی زودگذر و از روی مصلحت‌اندیشی باشد.

بی‌جهت نبود که بنیامین نتانیاهو پس از مرگ لیندسی گراهام گفت: اسرائیل دوستی بزرگ، جهان انسانی بزرگ و آمریکا سناتوری بزرگ را از دست داد. گفته می‌شود بنیامین نتانیاهو بیش از آنکه به پشتیبانی یهودیان آمریکا چشم دوخته باشد، به پیروان «مسیحیت انجیلی» در آمریکا امید بسته است. از مسیحیان انجیلی زیر عنوانِ «صهیونیست‌های مسیحی» نیز یاد می‌کنند. بعضی از آنان ترامپ را در دور نخست ریاست جمهوری‌اش «کورُش کبیر» می‌نامیدند و او را مانند کورُش آزاد کنندۀ یهودیان می‌دانستند.

اما طرح «اسرائیل بزرگ» در ایدئولوژی مسیحیان انجیلی را نباید به معنای حمایت راستین آنان از یهودیان دانست. به گفتۀ الن گْرِش، روزنامه نگار یهودی تبار فرانسوی، پشتیبانی مسیحیان انجیلی از طرح «اسرائیل بزرگ»، دراصل، نشانۀ «یهودستیزی» آنان است. زیرا آنان می‌خواهند با تشکیل «اسرائیل بزرگ» یهودیان جهان از آمریکا و دیگر کشورهای مسیحی به آنجا کوچ کنند.

لیندسی گراهام هرگز از ایدۀ حملۀ گستردۀ نظامی به ایران دست برنداشت. او در آبان ۱۳۸۹ (نوامبر ۲۰۱۰) در «فوروم امنیت بین‌المللی هالیفاکس» گفت: حملۀ نظامی آمریکا به ایران نباید تنها به تاسیسات هسته‌ای آن کشور محدود شود. اگر در پی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هستیم، باید توانایی آن کشور را برای واکنش نظامی نیز از میان ببریم. به گفته او، باید نیروی هوایی، نیروی دریایی، سامانه‌های موشکی و دیگر زیرساخت‌های نظامی ایران از میان بروند تا آن کشور از نظر نظامی به‌کل زمین‌گیر شود.

 می‌توان گفت که اسرائیل و آمریکا در دو جنگ اخیر با ایران توصیه‌های لیندسی گراهام را مو به مو به کار بسته‌اند. او در گرماگرم جنگ ۳۹ روزه در مصاحبه با شبکۀ خبری «فاکس نیوز» گفت: صادقانه بر این باورم که سال ۲۰۲۶ سال پایان یک درگیری ۲۰۰۰ ساله خواهد بود. این سخن او کنجکاوی تاریخ‌شناسان و تحلیل‌گران را برانگیخت، چنان که بعضی از آنان گفتند منظور او از درگیری ۲۰۰۰ ساله، جنگ‌های ایرانیان باستان با امپراتوری روم است. بسیاری از اندیشه‌گران و مورخان اروپایی، امپراتوری روم را سرچشمۀ بخش بزرگی از فرهنگ اروپایی و مسیحیت اروپایی و به طور کلی «غربی» می‌دانند.

پیداست که لیندسی گراهام از نظریۀ «برخورد تمدن‌ها»ی هانتینگون نیز اثر پذیرفته بود. بنابراین، دشمنی او با جمهوری اسلامی و پشتیبانی‌اش از دولت نتانیاهو به‌ویژه از طرح «اسرائیل بزرگ» از یک رشته باورهای استوار ایدئولوژیکی سرچشمه می‌گرفت.