Skip to content
Opens in a new window
آیا ترامپ بدعهدی کرد و نتانیاهو را در برابر ایران تنها گذاشت؟
16 June 2026

آیا ترامپ بدعهدی کرد و نتانیاهو را در برابر ایران تنها گذاشت؟

تاریخ تازه‌ها

About

امضای تفاهم‌نامه میان ایران و ایالات متحد آمریکا برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگۀ هرمز، در اسرائیل ناامیدی و تلخکامی شدیدی برانگیخته است. به نوشتۀ روزنامۀ اسرائیلی «معاریو»، به ما وعدۀ پیروزی کامل داده بودند و ما امروز با یک فاجعۀ تمام عیار روبه رو هستیم. یکی از تحلیل‌گران رادیو ارتش نیز تفاهم‌نامه را «شکست راهبردی» توصیف کرد.

مقام‌های نظامی اسرائیل معتقدند که رئیس‌جمهور ایالات متحد آمریکا با امضای این تفاهم‌نامه نخست وزیر اسرائیل را در برابر عمل انجام شده قرار داده و اسرائیل را به‌کل به حاشیه رانده است. گفته می‌شود او بار دیگر نتانیاهو را سرزنش کرده و او را «مردی سرسخت و ناسپاس» خوانده است. گویا نتانیاهو برای آنکه خشم دولت آمریکا را برضد خود برنینگیزد، ترجیح داده است پاسخی به ترامپ ندهد.

به گفتۀ یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون میانه‌رو، جای تأسف است که رئیس جمهور آمریکا با اسرائیل مانند یک کشور تحت‌الحمایه رفتار می‌کند که باید دربارۀ امنیت ملی خود از ایالات متحد دستور بگیرد. رژیم ایران پابرجاست و برنامه‌های آن در زمینۀ موشک‌های بالستیک و صنعت هسته‌ای هم‌چنان ادامه دارد.

از دیدگاه اسرائیل، از جمله مسائلی که در این تفاهم‌نامه حل نشده باقی مانده، مسألۀ ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا ۶۰ درصد است. به گفتۀ مقام‌های اسرائیلی، این درصد از اورانیوم غنی شده در چند ماه می‌تواند به ۹۰ درصد برسد و اگر چنین اتفاقی بیفتد ایران می‌تواند ده بمب اتمی تولید کند.

گزارش مطبوعات وابسته به رژیم ایران دربارۀ این تفاهم‌نامه نشان می‌دهد که نگرانی‌های‌های دولت اسرائیل بی‌دلیل نیست. به نوشتۀ تابناک، این تفاهم‌نامه راهی برای مذاکرات آینده در جهت رسیدن به توافقی جامع می‌گشاید. درواقع، این تفاهم‌نامه خروجیِ دو جنگ اخیر با ایران است: جنگ ۱۲ روزۀ ژوئن ۲۰۲۵ و جنگ فوریه - مارس ۲۰۲۶.  به نوشتۀ این سایت خبری- تحلیلی، دیپلماسی زمانی جدی شد که جنگ در عمل نتوانست به خواسته‌های آمریکا جامۀ عمل بپوشاند.

 هدف‌هایی که رئیس جمهور آمریکا برای شروع تجاوز نظامی به ایران مطرح کرده بود، این‌ها بودند: «تغییر رژیم»، محدود کردن برنامۀ موشکی ایران، برچیدن برنامۀ هسته‌ای ایران و قطع حمایت ایران از متحدان منطقه‌ای‌اش. ناممکن بودن «تغییر رژیم» خیلی زود پس از گذشت دو هفته از جنگ آشکار شد هنگامی که ترامپ از گروه‌های کُرد ایرانی ساکن اقلیم کردستان عراق گلایه کرد و گفت : از ایدۀ حملۀ آن‌ها به خاک ایران حمایت نمی‌کند.

به نوشتۀ تابناک، دربارۀ برنامۀ هسته‌ای ایران دو موضوع برای دولت آمریکا و شخص ترامپ اهمیت داشت؛ یکی «غنی سازی صفر» و دیگری تصاحب یا منهدم کردن ذخایر اورانیوم غنی شده یا به تعبیر ترامپ «غبار هسته‌ای». ترامپ پس از جنگ ۱۲ روزه مدعی شد که برنامۀ هسته‌ای ایران را نابود کرده است. گزارش‌های بعدیِ دولت آمریکا نشان داد که چنین اتفاقی نیفتاده است. بنابراین، مذاکره در دستور کار دولت آمریگا قرار گرفت تا آنچه را در عملیات نظامی نتوانسته بود به دست آوَرَد با مذاکره حاصل کند.

ایستادگی ایران در مذاکرات پیش از جنگ ۴۰ روزه، دولت آمریکا را به سوی جنگی دیگر کشاند تا تکلیف ایران را یکسره کند. آمریکا و اسرائیل پیش‌بینی می‌کردند با تجاوز نظامی مشترک، شورش خیابانی در ایران رخ خواهد دهد و نظام سرنگون خواهد شد. گویا این نقشه را «دیوید بارنیا»، رئیس وقت موساد، کشیده بود. اما این نقشه نیز به نوشتۀ تابناک، با دفاع موزاییکی و شبکۀ رهبری ایران و چابکی این شبکه به شکست انجامید.

ترامپ به هدف دیگرش نیز که محدود کردن برنامۀ موشکی ایران بود، نرسید. در جنگ ۴۰ روزه موشک‌ها نشان دادند چه جایگاهی در دکترین نظامی ایران دارند. در متن تفاهم‌نامه، بر خلاف ادعا‌ی ترامپ، اشاره‌ای به موضوع موشکی ایران نشده است. بنابراین، این موضوع نیز نشان‌دهندۀ شکست سومین هدف اعلام شدۀ ترامپ برای تجاوز به ایران است.

در زمینۀ هسته‌ای نیز آنچه ترامپ می‌خواست «غنی سازی صفر» بود و تجاوز نظامی او در ژوئن ۲۰۲۵ بیشتر با این هدف انجام گرفت. اما او پس از امضای تفاهم‌نامه اعلام کرد که برپایۀ هر توافق نهایی، ایران غنی‌سازی اورانیوم را با درصد پایین انجام خواهد داد تا ارتش نتواند از آن استفاده کند. به نوشتۀ تابناک، اگرچه ترامپ دوست ندارد تفاهم او با برجام مقایسه شود اما به نظر نمی‌رسد این تفاهم چیزی فراتر از برجام باشد.

هدف اعلام شدۀ دیگر ترامپ برای تجاوز به ایران تغییر سیاست منطقه‌ای ایران و قطع حمایت از «نیرو‌های نیابتی» بود. به نوشتۀ تابناک، این موضوع نه تنها در تفاهم نامه نیامده، بلکه تأکید این تفاهم‌نامه بر توقف جنگ در تمام جبهه‌ها نشان دهندۀ پذیرش نفوذ منطقه‌ای ایران و پذیرش اصل «وحدت جبهه‌ها و میدان‌ها»ست.

تابناک سرانجام می‌افزاید: شاید مهم‌ترین بخش این تفاهم‌نامه حفظ حاکمیت ایران بر تنگۀ هرمز باشد. ترامپ پس از تفاهم با ایران اعلام کرد تنگۀ هرمز بدون عوارض باز می‌شود. ایران نیز اعلام کرده است عوارض نخواهد گرفت. اما برای خدمات ارائه شده پولی دریافت خواهد کرد که شکل حقوقی دارد و مستند به کنوانسیونِ ۱۹۸۲ دربارۀ حقوق دریا‌ها  و کنوانسیونِ ۱۹۵۸ ژنو است.

بسیاری از کارشناسان، ایران را پیروزمند جنگ توصیف می‌کنند. به گفتۀ «دانیل بی شاپیروُ»، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل، سناریویی که اتئلاف آمریکایی- اسرائیلی تصور کرده بود، واقعیت نیافت: دونالد ترامپ گمان می‌کرد رژیم ایران به سرعت سقوط خواهد کرد، اما چنین نشد. این رژیم در برابر حملات سنگین آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرد و با ضدحمله‌های اثربخش توانست بر نیروی خود از نظر استراتژیک بیفزاید. بسیاری از کشورهای منطقه اکنون به دنبال جلب رضایت ایران هستند و می‌خواهند با تنش‌زدایی روابط خود را با آن کشور بازسازی کنند. بازگشایی تنگۀ هرمز مهمترین دستاورد این تفاهم‌نامه است. البته، این تنگه پیش از جنگ باز بود و ما اکنون با لغو تحریم‌ها، برای بازگشایی آن هزینه می‌کنیم.

به نوشتۀ «اِستِر سوُلوُموُن»، تحلیل‌گر ارشد روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص، این تفاهم‌نامه برای نتانیاهو شکست در چندین جبهه است. قرار بود جنگ با خنثی کردن کامل توانایی ایران برای تهدید اسرائیل، سرانجام، به دغدغۀ چندین دهۀ نتانیاهو پایان دهد. اما چنین نشد.

به گفتۀ روُموآلد سیورا، مدیر «انستیتوی روابط بین‌الملل و استراتژیک» فرانسه، نتانیاهو ایرانِ مسلح به سلاح هسته‌ای را تهدیدی برای اسرائیل می‌داند. این تفاهم‌نامه به تهدید هسته‌ای ایران پایان نمی‌دهد. این تهدید بر بقای سیاسی او نیز سنگینی می‌کند. با این تفاهم‌نامه نتانیاهو به احتمال زیاد در انتخابات پاییز امسال شکست خواهد خورد و روانۀ دادگاه خواهد شد. شاید سال ۲۰۲۷ را در زندان سپری کند و این را به خوبی می‌داند. او نخست وزیری است که در آستانۀ سقوط قرار دارد، به شدت ناامید است و احساس می‌کند آمریکایی‌ها به‌ویژه ترامپ او را در نیمه راه رها کرده‌اند.