مردم‌شاهی ۴۱ (جمهوری ایرانی)
20 March 2026

مردم‌شاهی ۴۱ (جمهوری ایرانی)

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

About

فرهنگ‌شهر . . . چه چیزی گوهر اندازه و فطرت قدرت را مشخص می‌کند؟ قدرت در همه‌ی گستره‌ها، «قصاصی» فکر می‌کند! قادر، مقتدر، قدرت چیست؟ قدرت، دیگری و دیگران را به انبازی و همآفرینی نمی‌پذیرد، بلکه در همه، خامی، مومی، گلی می‌بیند که می‌تواند با آنها صورتی را که می‌خواهد بدهد. به سخن دیگر، به اندازه‌ای درآورد که می‌خواهد. همان قدر و قدیر و مقدار که در قرآن آمده است. مقتدر خودش نمی‌خواهد که صورت (با اندازه) داشته باشد، یا تابع قانونی و اصلی و فرمانی باشد و بی‌اندازگی را کمال می‌داند. اینجا ناهمخوانی جهان بینی ادیان قدرتی با جهان بینی فرهنگ نخستین ایران که بر پایه‌ی هم تازندگی (با هم تاختن) باشد آشکار می‌شود. علم کردن شبه فلسفه‌ی خلقت جهان با امر و اراده و قدرت، در برابر فلسفه‌ی آفرینش جهان پیدایشی و رویشی و زایشی و زهشی، و سپس خلق انسان همیشه گناهکار با گرفتن حق صورت دهی به خود و کیفریابی همیشگی! در فرهنگ ایران، پیوند اصل (بن) آفرینندگی است و اصل به فرد صورت می‌دهد. ولی در ادیان نوری، همه چیز مجزا و جزء و جزئی می‌شوند و توان آفرینندگی در همجوشی از همه‌ی اجزا گرفته می‌شود. به دیگر سخن مجازات می‌شوند. در زرتشتی‌گری و همه‌ی ادیان پس از آن یک شیوه به کار رفته است، و آن مسخ سازی فرهنگ پیشین و ساختن دین و شریعت جدید با اجزای واژگونه شده‌ی آنست. برای نمونه واژه‌ی پاد که در پادشاه و پاداش و پادرم و پادوند... می‌آید، به پا می‌گفتیم، که به چمای همراه و جفت بود. در میترائیسم از آن پادزهر ساختند، که معنای ضد یا مقابل و مخالف را می‌دهد! یا کلمه‌ی قصاص در دوره‌ی پیش از اسلام مکه که فرهنگ زنخدایی (ارتایی) ایرانی (حوزه تمدنی ایران) رایج بوده است، به کل معنای دیگری از امروز آن داشته است! قصاص اصل جفتی بوده است که سرچشمه زندگیست. همان گونه که در قصاص ذهنیت قرآنی پس از آن بدون درک و فهم و در نظر گرفتن ریشه آن آمده است که: در قصاص برای شما زندگی هست! قصاصی که در اصل پیوندگاه بوده است، مسخ به قتل‌گاه و شکنجه‌گاه، زشت و پست می‌شود!؟ هر روزتان نوروز ... نوروزتان پیروز