مردم‌شاهی ۳۶ (جمهوری ایرانی)
28 December 2025

مردم‌شاهی ۳۶ (جمهوری ایرانی)

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

About

فرهنگ‌شهر . . . یکی دیگر از درون مایه‌های مردم شاهی یا جمهوری ایرانی، که گرانیگاه آن بر روی خرد اندیشه آفرین و سامانده گذارده می‌شود، نه حقیقت و ایمان! بلکه نگهبانی و پرورش زندگی در گیتی است. خویش‌کاری سامانده (حکومت) نه تنها پاسداری از جان و خرد مردمان است، بلکه باید پذیرفتار روزی (ضامن معیشت) همگان باشد، وگرنه حقانیت به حکومت ندارد. حقانیت، مشروعیت نیست که بر طبق شریعت باشد! برتری فراوانی رفاه و آسایش و امنیت مردمان در فراخی بر هر حقیقتی. حق مالکیت حکومت تا جایی است، که کوچک‌ترین گزندی به رفاه اجتماعی نزند، در غیر این صورت (کوتاهی در پذیرش و ضمانت و اجرا)، سلب حاکمیت با سرکشی ناگزیر است. موبدان زرتشتی ساسانی درست همین گندکاری آخوندهای اسلامی امروز در ایران را کردند! یعنی اولویت ترویج و تحمیل عقیده و مذهب به پرورش جان و خرد مردمان، تضادی که چه در آن دوران (مزدکیان)، و چه در دوره‌ی ما که از تاریخ هیچ نیاموختیم! ایجاد اضطرار می‌کند و به طبع فوران فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نهفته در گوهر ایرانی و یادآوری هویت و برگشت به ریشه رخ می‌دهد. پیروز، پسر یزدگرد در خشکسالی نیز به همین اصل کهن ایرانی (مهر) بازگشته بود. گارانتی پرورش جان همگان. شهنشاه ایران چو دید آن شگفت/ خراج و گزیت از جهان برگرفت/ به هر سو که انبار بودش نهان/ ببخشید بر کهتران و مهان/ به هر کارداری و خودکامه‌ای/ فرستاد تازان یکی نامه‌ای/ که انبارها برگشایند باز/ به گیتی بر آن کس که هستش نیاز/ کسی گر بمیرد بنایافت نان/ ز برنا و پیر مرد و زنان/ بریزم ز تن خون انباردار/ کجا کار یزدان گرفتست خوار ، واژه پرورش در فرهنگ ایران، به سیر کردن از شیر یا خورش‌(ت) می‌گفتیم. دستگاه ساماندهی/شاهی در دوره‌ی هخامنشیان و اشکانیان، گوهر دایگی یا مادری یا سیمرغی داشت. مالکیت و قدرت تابع اصل ضمانت رفاه اجتماعی می‌گردد. تضمین حق مالکیت فردی، همیشه تابع اصل ضمانت رفاه همگانی می‌ماند. پروردن جامعه، گرانیگاه شاهی است. این مهم به فرهنگ سیمرغی (ارتایی) برمی‌گردد. سیمرغ دایه‌ی همه‌ی مردمان بود. واژه‌ی دایه (دای، دی ،تی) به مادر، شیر دهنده و پرورنده، و به زایاننده و ماما گفته می‌شود. به شهری که هست اندرو مهر شاه / نیابد نیاز اندران بوم راه